تبليغاتX

بنام خداوند جان و خرد مطالعات خاورمیانه و فلسطین - نقش اساسی آل سعود در اشغال فلسطین

مطالعات خاورمیانه و فلسطین

ZIONISM IS OUR GREAT ENEMY AND ALL OF THE MOSLEMS

 بتازگی سندی تاریخی به دستخط شخص ملک عبد العزیز، بنیانگذار حکومت عربستان سعودی و پدر پادشاه کنونی این کشور به دست آمده که خوش خدمتی آل سعود به امپراتوری انگلیس و بالتبع یهودیان صهیونیست را به اثبات می‌رساند.

این سند تاریخی که برای نخستین بار، در یکی از شماره‌های مجله کویتی "العربی" در شوال سال 1329 هجری قمری مصادف با سال 1972 میلادی منتشر شد، نشان می دهد که حکومت آل سعود، در غصب کشور فلسطین توسط صهیونیست ها که با پشتیبانی حکومت پادشاهی انگلیس انجام شد، نقش اساسی داشته و اشغال این سرزمین مقدس، با استناد به این دستخط ملک عبدالعزیز تسهیل شده است.

در این سند که به دستخط شخص عبدالعزیز نگاشته شده و ممهور به مُهر رسمی اوست، آمده است:
 

«بسم الله الرحمن الرحیم

انا السطان عبدالعزیز ابن عبدالرحمن الفیصل السعود أقر و أعترف الف مرّة للسیر برسی کوکس مندوب بریطانیا العظماء لا مانع عندی من إعطاء فلسطین للمساکین الیهود او غیرهم کما تراه بریطانیة التی لا أخرج عن رأیها حتی تصیح الساعة

«به نام خداوند بخشاینده مهربان

من، سلطان عبد العزیز بن عبدالرحمن آل فیصل آل سعود، نزد سِر "پرسی کوکس" ‌نماینده بریتانیای کبیر، اقرار و هزار بار اعتراف می‌کنم که هیچ مانعی برسر راه اعطای فلسطین به یهودیان بینوا و غیربینوا، آنگونه که بریتانیا صلاح می‌داند نمی‌بینم و من تا قیام قیامت از دیدگاه آنها ، عدول نخواهم کرد.»

  جالب اینکه  دو جزیره "تیران" و "صنافیر" عربستان سال‌هاست در اشغال رژیم صهیونیستی قرار دارد و  اما رژیم آل سعود بر خلاف فلسطینی ها، لبنانی ها و سوری ها که همواره در تلاش برای بازپس گیری سرزمین های اشغالی خود هستند، نه تنها تا کنون هیچ اقدامی برای بازپس گیری جزایر اشغالی خود انجام نداده بلکه به این کار رضایت داده است.

اکنون سال‌هاست که رژیم صهیونیستی بخشی از خاک عربستان سعودی را به تصرف خود درآورده، بی‌آن‌که حتی مردم این کشور از این موضوع مطلع باشند. این درحالی‌است که آل‌سعود نیز هیچ اقدامی برای باز پس گرفتن آن از خود نشان نمی‌دهد.  

برخی معتقدند، این جزایر مرجانی که هیچ آب و نفتی در آنها یافت نمی‌شود، ارزش زیادی برای ریاض ندارد، اما این استدلالی نیست که بتوان به آن استناد جست، چون اگرچه این جزایر دارای هیچ منبع نفتی یا آبی نیست اما از موقعیت استراتژیکی برخوردار هستند، بگونه‌ای که باید آن‌ دو را دروازه ورود به خلیج عقبه بر شمرد.

در واقع باید گفت، این استدلال بیش‌تر به حقیقت نزدیک است که دلیل سکوت عربستان سعودی نگرانی مقامات این کشور از این بود که دنیا و بخصوص جهان عرب متوجه این رسوایی و افتضاح تاریخی عربستان شود که خاندان حاکم بر این کشور بخشی از سرزمین حجاز را اول به رژیم صهیونیستی و سپس به سازمان ملل باخته و البته حضور نیروهای وابسته به سازمان ملل در این دو جزیره به معنای حضور رژیم صهیونیستی در آنهاست، چون به اعتقاد مسلمانان و اعراب سرزمین حجاز دارای قداست خاصی است و رسانه‌ای شدن این واقعیت موجب سرافکندگی خاندانی خواهد شد که ادعای رهبری جهان عرب و اسلام را دارد.

اما به نظر می‌رسد، این استدلال نیز بیانگر همه حقیقت نباشد، چون نکات مبهم زیاد دیگری درباره تیران و صنافیر وجود دارد که کمتر به آن توجه شده است، از جمله اینکه:

چرا نیروهای مرزبانی سعودی به هیچ‌یک از شهروندان سعودی و عربی اجازه نزدیک شدن به این جزایر را نمی‌دهد؟ بگونه‌ای که حتی صیادان نیز اجازه ندارند، در فاصله مابین شهر کوچک "حقل" عربستان و جزایر تیران و صنافیر ماهیگیری کنند؟ آیا نباید گفت، خاندان سعودی حافظ امنیت رژیم صهیونیستی در تنگه تیران است؟

آیا همان‌گونه که رابین می‌خواست یک توافقنامه امنیتی میان عربستان و اسرائیل منعقد شود، این توافق حاصل نشده یا اینکه سعودی‌ها با صهیونیست‌ها توافق کرده‌اند، از طریق تنگه تیران مخازن نفت رژیم صهیونیستی در بندر ایلات را پر کنند؟

سکوت عربستان در پیگیری مسئله جزایر ممکن است، نشان از توافقی پنهان میان این کشور با رژیم صهیونیستی باشد، زیرا یک سال و نیم قبل از حوادث غزه، آل‌سعود از احداث پلی میان منطقه "راس الشیخ حمید" در عربستان و "شرم الشیخ" در مصر خبر داده بود که با واکنش شدید رژیم صهیونیستی مواجه شد تا جایی که پایگاه اطلاع رسانی امنیتی‌-‌‌نظامی "دبکا" وابسته به سرویس‌های اطلاعاتی رژیم صهیونیستی تاکید کرد که "ساخت این پل می‌تواند زمینه یک نزاع بزرگ مسلحانه در خاورمیانه را فراهم کند".
+ نوشته شده در  ساعت 22:42  توسط محمد حسین حسن بیگی  | 

>